تبلیغات
بیا تا برایت بگویم - می دونم که تحمل من سخته!

 

لازم نیست بگی  خودم میدونم ..خودم می دونم وقتی که حالم گرفته ست وقتی که حس هیچی رو ندارم وقتی که...آره، می دونم که تحملم سخت می شه.

می دونی خودت می دونی که یه چیز کوچولو ،فرقی نمی کنه چی ..یه کتاب  ،یه جمله ،یه قصه ،یه خاطره، چجوری می تونه منو به هم بریزه ..می دونم که اینجور موقع ها چقدر تحملم سخت میشه.

فقط کافیه یه چیز کوچیک بگی ..یا ..یا یه اخم کوچیک ازت ببینیم ..یا ..چه می دونم  ..بگی "اه" ..دیگه تمومه ..فرقی نمی کنه کجا باشی .  و فرقی نمی کنه چقدر بهم محبت کرده باشی ..می زنم همه چیو خراب می کنم ..اون موقع ها دلم می خواد ...دلم می خواد ..دلم می خواد ... نمی دونم ..چی بگم ..مثلا بگم دلم می خواد بزنم همه چیرو بشکنم..هر کی دم دستمه بزنمش ..هر چی کتاب و نوشته ست پاره کنم؟؟؟

 

واقعا دلم چی می خواد...

 

می دونی؟

بذار بگم

اون موقع ها فقط دلم می خواد بشینم بنویسم ..هر چی شد ..هیچ فرقی نمی کنه ..مثل همین خضعبلاتی که الان نوشتم...

 

پ.ن: هیچ وقت با کسی که اهل نوشتنه وقتی حالش گرفته ست کل کل نکنین

 

 




طبقه بندی: عمومی،

تاریخ : دوشنبه 16 آبان 1384 | 08:11 ق.ظ | نویسنده : قصه گو | نظرات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب