تبلیغات
بیا تا برایت بگویم - وقت است تا آتش بگیرم

گفتند باید سوخت ..........

دیدم که من هنوز در تاریکی می چرخم ....دیدم که نور را می شناسم اما به آن راه ندارم ...

دیدم که باید بروم.... جای ماندن نیست تاریکی .............

پرسیدم .. پاسخم دادید:

نویسنده :آپولو

اگه یه روز حس كردی لایق نوری و درون تاریكی هستی...نگران مشو....این خداوند است كه به تو لطف كرده تا عمیق ترین چیز ها را درك كنی....از اینگونه تاریكی مگریز و نهراس....آن را در آغوش گیر و ....عظمتش را به خود انتقال بده.....عظمت او از آن تو می شود...عظمتی كه تو را نورانی می كند

نویسنده :من

یا من اختفی لفرط نوره

درسته.....نور و تاریکی در کنار هم هستند که معنا میدن..
اما این از اون نوراییه که باید طلب کنی تا بتابه.. باید بخوای یا بخواد تا چشمات بتونه ببینتش

حسام

سلام -روزی از شوریده ای پرسیدم که :خدا؟گفت :الله نورالسموات و الارض -خدا همچو نوری است که روشن میکند ولی خود دیده نمی شود مابه واسطه آن نور میتوانیم همه چیز را ببینیم ولی خود آن نور دیده نمیشود

و من هنوز در تاریکی ............

گفتند باید سوخت ............

نویسنده :پروانه ی مهاجر

تنها در تاریکی
یعنی سقوط
تکان نخور !
تا جلوی پایت روشن نشده است راه نرو
اگر شده خودت آتش بشوی و بسوزی
بسوز
ببین
و بعد برو

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده :مهاجر

سلام ... سوختن دو نوع است بی دود و داد ونوع دیگر با دود و داد ...
اگر صاحب دل باشید عاشقید اگر عاشق باشید خود به خود می سوزید ... پس باید صاحب دل شد....

آآآآآآآآآآآآآآآآی  اهالی  وقت است  تا آتش بگیرم

.

پ.ن ۱: دل می رود ز دستم صاحبدلان خدارا

 دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

پ.ن ۲: زود به زود آپ می کنم  نسبت به قبل نه؟

آخه وقت سوختن رسیده ...





طبقه بندی: عمومی،

تاریخ : پنجشنبه 4 اسفند 1384 | 03:02 ق.ظ | نویسنده : قصه گو | نظرات
نمایش نظرات 1 تا 30
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب